تبليغاتX
سینما از 30نما....... - بیوگرافی کلینت ایستوود
سینما از 30نما
 بیوگرافی کلینت ایستوود

او ابتدا کارش را در فیلم‌های رده ب آغاز کرد و اولین موفقیتش در مجموعه تلویزیونی «روهاید» بود. ایستوود پس از این مجموعه، بازی در نقش‌های مشهورش به عنوان مرد بدون نام در سه گانه سرجیو لئونه، «به خاطر یک مشت دلار» (1964)، «به خاطر چند دلار بیشتر» (1965) و «خوب، بد، زشت» (1966) را انجام داد. اولین فیلم این مجموعه ادای دینی به «یوجیمبو»ی آ ا کوروساوا بود اما لئونه فیلم‌اش را به سبکی خلاقانه و با دنیایی وحشیانه‌تر، بی‌قانون‌تر و مخروبه‌تر از فیلم‌های سنتی وسترن آمریکایی ساخت. این سه فیلم و مخصوصا فیلم سوم بسیار پرفروش شدند و ایستوود یک ستاره بین‌المللی شد. فیلم بعدی‌اش را در هالیوود و به عنوان نقش دوم در فیلم «جایی که عقاب‌ها جرات می‌کنند» (1968) به همراه ریچارد برتون بازی کرد اما در همین فیلم هم 800 هزار دلار گرفت و در همین سال در «بلوف کوگان» دان سیگل نیز بازی کرد. این فیلم شروع همکاری ده ساله او با سیگل و بازی در سری نقش‌های هری کثیف بود. بعد از بلوف کوگان او در فیلم‌های «واگنت را رنگ بزن»، «قهرمانان کلی»، «فریب خورده» ایفای نقش کرد. سال 1971 از مهم ترین سال‌های دوران حرفه‌ای او بود که هم در فیلم بسیار مطرح «هری کثیف» بازی کرد و هم در «میستی را بنواز» در نقش بازیگر/کارگردان ظاهر شد. موفقیت فوق‌العاده هری کثیف چهار دنباله را به همراه داشت: قدرت مگنوم (1973)، مهاجم (1976)، برخورد ناگهانی (1983) و The Dead Pool (1988). فیلم‌های دیگری مثل «آرزوی ...» در سال 1974 نیز تقلیدی از همین شخصیت بود که خودش 4 پی‌آیند داشت. او در سال‌های دهه 70 دو فیلم به نام‌های «ولگرد دشت‌های مرتفع» (1973) و «جوزی ولز یاغی» (1976) کارگردانی و در آن‌ها بازی کرد. بازی او در فیلم «تاندربولت و لایت‌فوت» به کارگردانی و نویسندگی مایکل چیمینو که پیش از این فیلمنامه قدرت مگنوم را نوشته بود و فیلم اسکاری «شکارچی گوزن» را ساخته بود و با همراهی جف بریجز توسط بسیاری از منتقدان ستایش شده و به عنوان یکی از پرفروش‌ترین فیلم‌های سال 1974 مطرح شد. فیلم بعدی‌اش «The Eiger Sanction» فیلم درباره ورزش صخره‌نوردی است که محبوبترین فیلم طرفداران این رشته به حساب می‌آید و تمام بدل‌کاری‌های فیلم توسط خود ایستوود و به شکل واقعی و بدون حقه‌های کامپیوتری‌ای که حالا مرسوم است بازی شده. فیلم در سال 1975 و توسط خود ایستوود ساخته شد. در 1978 او در «هر راهی بجز شکست» بازی کرد که یک نقش کمدی خلاف نقش‌های قبلی‌اش بود. فیلم توسط منتقدان به سختی کوبیده شد اما این فیلم و دنباله آن «هر راهی که می‌توانی» پرفروش‌ترین فیلم‌های دهه هشتاد او بودند.

در سال 1979 ایستوود در یک فیلم بسیار ماندگار به نام « از آلکاتراز» در نقش کسی بازی می‌کرد که توانست با اجرای یک نقشه دقیق از زندان آلکاتراز که از سخت‌ترین زندان‌های آن زمان بوده می‌کند و گرچه اف بی آی می‌گوید که او و دو همراهش غرق شده‌اند اما هرگز واقعیت قضیه معلوم نشد. پس از آن ایستوود در سال 1983 چهارمین فیلم از سری هری کثیف را با نام ضربه ناگهانی در سال 1983 بازی کرد و پس از آن دوباره با ادای دینی به فیلم کلاسیک «شین» با «سوار رنگ‌پریده» در سال 1985 به سینمای وسترن بازگشت. پس از آن The Dead Pool (1988) را به عنوان آخرین فیلم از مجموعه هری کثیف را بازی کرد که به اندازه دیگر فیلم‌های این مجموعه موفق نبود. بعد از آن کارنامه ایستوود پر از فیلم‌های کمدی جریان اصلی مثل «کادیلاک صورتی» (1989) و «تازه‌کار» (1990) بود که در میان آن‌ها فیلم‌های شخصی موفقی مثل «پرنده» در سال 1988 که فیلمی با بازی فارست ویتاکر درباره زندگی چارلی پارکر بود و نامزدی نخل طلای کن را برایش به ارمغان آورد پر شده بود. فیلم «شکارچی سفید، قلب سیاه» هم که در سال 1990 توسط او ساخته شد و زندگینامه جان هیوستون بود و برخی از منتقدان آن را ستودند نیز از همین دسته فیلم‌ها بود. این فیلم همچنین مورد اعتراضاتی نیز واقع شد و کاترین هپبورن نیز درستی بخش‌هایی از آن را رد کرد.

موفقیت این فیلم‌ها با فیلم بسیار تحسین شده او، «نابخشوده» (1992) که برایش 9 نامزدی اسکار از جمله بهترین بازیگر مرد برای خود او و 4 جایزه اسکار از جمله اسکار بهترین فیلم و بهترین کارگردانی را به همراه داشت ادامه یافت. این فیلم که ستارگان قدیمی مثل جین هکمن، مورگان فریمن و ریچارد هریس نیز بازی داشتند توانست با فروش خوب خود و همچنین جوایزی که به دست آورد زمینه‌ساز اقبال به نوع تازه‌ای از وسترن شود. سال بعد او در یک تریلر هیجان‌انگیز به کارگردانی ولفگانگ پترسون به نام «در خط آتش» (1993) بازی کرد که در میان 10 فیلم پرفروش آن سال قرار داشت. در همین سال ایستوود فیلمی با بازی کوین کاستنر به نام «دنیای بی‌ کم و کاست» هم ساخت.

فیلم بعدی او هم یک فیلم عاشقانه بسیار پرفروش بود با نام «پل‌های مدیسون کانتی» (1995) که برمبنای یک رمان پرفروش ساخته شده بود. پس از آن ایستوود بیشتر به فیلمسازی روی آورد اگر چه در بعضی‌های آن‌ها بازی هم کرد. به طور کلی ایستوود در فیلمسازی‌اش از نظر اقبال منتقدین موفق‌تر از بازیگری‌اش بوده اما هنوز هم به خاطر بازیگری‌اش در میان عامه مردم شهرت دارد. فیلم‌ بعدی‌اش «نیمه شب در باغ خیر و شر» (1997) بود. دو فیلم بعدی‌اش واقعا موفق بودند. «رودخانه مرموز» (2003) که یکی از موفق‌ترین فیلم‌های سال بود و جایزه اسکار بهترین بازیگر نقش مکمل مرد را نصیب تیم رابینز کرد. فیلم در اکثر اسکارهای اصلی نیز نامزد جایزه دریافت اسکار بود. فیلم «عزیز میلیون دلاری» (2004) نیز جایزه اسکار بهترین فیلم و کارگردانی را در رقابت با اسکورسیزی و «هوانورد»ش گرفت و برای بازیگری نیز نامزد دریافت جایزه اسکار نقش اول مرد بود. دو فیلم جنگی امسال او نیز موفقیت انتقادی فراوانی برایش به ارمغان آوردند. «پرچم‌های پدرانمان» و «نامه‌هایی از ایووجیما» که این دومی یک فیلم ژاپنی زبان است که نامزد اسکار بهترین فیلم شده است و جایزه گلدن گلاب بهترین فیلم خارجی زبان به همراه بسیاری جایزه دیگر را نیز به دست آورده است. او تهیه‌کننده بسیاری از فیلم‌هایش نیز هست و روابط خوب و نزدیکی با دیگر فیلم‌سازان، عوامل، فیلمبرداران، تدوین‌گران و دیگر عوامل فنی دارد و مشهور است که فیلم‌هایش باکیفیت و با بودجه کمتر تولید می‌شوند. او بیشتر فیلم‌هایش را در استودیوی برادران وارنر ساخته و به تازگی موسیقی برخی از فیلم‌هایش را نیز می‌سازد. منبع : سینمای ما - بخش سينماي جهان


(به همراه ژاک شیراک)


(به همراه بهروز وثوقی)

|+| نوشته شده توسط mohammadi در چهارشنبه دوم بهمن 1387  |
 
 
بالا